خرید بک لینک
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 15:29

چند وقت پیش یک مطلبی می خواندم که به احتمال زیاد حاصل تحقیقات علمی و میدانی فرنگی ها بود و در آن ذکر کرده بودند که افرادی که بعد از یک دوره ی کاری سخت و فشرده بازنشسته می شوند ، بایستی در سال اول بازنشستگی یک کار تعریف شده برای خود دست و پا بکنند و نگذارند که سال اول بازنشستگی در بیکاری و بقول خودش

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 15:29

از سال 96 من هم دوباره سواراتوبوس می شوم ، یک دلیل اش این است که بهترین وسیله برای رسیدن به مرکز شهر است ، البته بدون درنظر گرفتن وقت !! و من غالبا برای دیدن دوستان و سرک کشیدن به جریان زندگی در این مسیر تردد می کنم ... هر وقت هم که زمان برایم مهم بوده باشد سعی می کنم از تاکسی استفاده بکنم و بعد

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: سه شنبه 27 تير 1396 ساعت: 5:05

سحر خیزی خوب است ، به شرط اینکه اتفاقات پیرامون باعث نشود که هارد مغز برای ادامه روز ویروسی شده و بهنگد !! گاه برای داشتن یک اعصاب آرام لازم است روز در رختخواب بگذرد ... باور ندارید !؟ سالهای نه چندان دور ، من هر هفته برای تمرین والیبال از کارخانه می رفتم سالن پتروشیمی ، یعنی از این سو به آن سو

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 0:24

چرا سرانه ی مطالعه در کشور ما پائین است !؟ این سوالی ست که خیلی ها را بظاهر نگران می کند ولی آیا طراحان این سوالها که غالبا برای پر کردن اوقات فراغت رسانه ی ملی بکار می رود و احیانا باکلاس نشان دادن برخی ها ( من جمله من ! ) واقعا خودشان اهل مطالعه در حدی ماکزیمم هستند که برای می نیمم های جامعه و اک

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 3:41

در برخی مراسم ها حضور عده ای لازم تر از آن است که دعوت بشوند و چنانچه ما بتوانیم حضور آنها را بدون دعوت بپذیریم که یک نوع " سلمان منی " تلقی می شود ، خیلی از گره های کارمان در برگزاری مراسم باز می شود ولی چنانچه بخواهیم از آنها بعنوان دعوت شده تعریف بکنیم در قبال برخی کمک هایی که می شد انتظار داشت

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 3:41

برخی چیزها در ذات خودشان ناتمامی دارند و قدم به قدم پویا می شوند ... مطمئنا خوشبختی از این دسته نیست ولی بدبختی را می شود از این مقوله دانست !! برای تداوم خوشبختی باید حواس را جمع کرد ، زود تمام می شود ولی بدبختی را اگر رها بکنیم مانند گیاه هرز تمام باغچه را می گیرد ! برخی چیزها نیمه تمام می مان

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 15:18

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 15:18

در زبان فارسی اشتباههای رایج و مصطلح زیاد دیده میشود؛ اما گاهی درباره درستی و غلطی برخی کلمهها وضعیت مشخص نیست و اختلاف نظر وجود دارد. به گزارش خبرنگار ادبیات ایسنا، «تصفیه حساب» و «تسویه حساب» از این دست عبارتها هستند. مدتی به کار بردن تصفیه حساب در امور مالی غلط پنداشته میشد و برخی میگفتند

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 15:18

بعد از یکهفته ددر دورهمی ، هفته ی اول بازنشستگی را با یک زندگی عادی شروع کردیم ، روزهای ابتدای بازنشستگی به تعطیلات آخر هفته و روزهای بعدی به انتهای ماه رمضان خورده بود ... از روز عید هم که به ددر رفته بودیم !! صبح حوالی ساعت 7 قید خواب را زده و رفتم تا نان تازه برای صبحانه بگیرم ، تا همینجا دو

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 0:10

امروز را با ورزش ورق زدم ، طبق عادتی که خیلی هم به مذاق خودم خوشآیند است سر ساعت ۶ بیدار می شوم و حداقل یک ساعتی نمی توانم بخوابم و اگر تلاش مضاعف برای خواب بکنم باید حدود یکساعتی با وول خوردن در بستر کنار بیایم و همیشه از این موضوع بدم آمده و می آید ... علمای اخلاق تاکید می کنند که اگر می خواه

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 0:10

یادش بخیر ... آن قدیم ها که برای ناهار می رفتیم خانه مادر بزرگ ( ناهار برای مهمانی های غیررسمی بود و تکرار زیادی داشت ولی شام غالبا مهمانی های رسمی بود ،مثلا افطاری!! ) بعد از اینکه غذا خوردن تمام می شد ، مادر بزرگ گنجه را باز می کرد و قیچی کوچکی را که مخصوص نان بود برمی داشت و نان ها را خرد می

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 0:10

دیروز کامپیوتر را برده بودم برای سرویس سالانه ، متولی امور رایانه و حومه ! چند وقتی بود که جمع کرده بود و وسایل مغازه را برده بود در کاراژ خانه شان ، هماهنگ کردم و با آژانس سیستم را تحویل دادم ... آدرسی که برایم اس ام اس کرده بود ، جزو آدرس های ناآشنا در شهر بود ، گاهی اوقات این اسامی جدید هستند د

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 0:10

امروز حوالی ساعت 10 از خانه بیرون رفتم ، کار خاصی نداشتم و از قرار معلوم نباید داشته باشم ، یک عمر پشت سر دو شغله ها گفته ایم و حالا خوب نیست عرق بازنشستگی خشک نشده ، دست به کاری بزنیم ؛ هرچند حضرات پیشرو که از سلسله ی قارونیان می باشند ، زیر لوای ایجاد اشتغال هرکدام چند شغل را قبضه کرده اند !!

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 0:10

دیروز چیزی ننوشتم !! چون دچار حادثه شده بودم ؛ آنهم از نوع زلزله ی شخصی !! و بدلیل اینکه یکی دو کار جزئی در بیرون از خانه داشتم و نیاز به وقت برای ساماندهی بقایای زلزله (!) و همچنین تحمل برای گرمای تیردادی و خلاصه اینکه نه می توانستم از طریق کامپیوتر بنویسم و نه می خواستم در موبایل بنویسم !!!! گاه

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 0:10

دیروز بعد از ظهر بدلیل اینکه گرما کلافه ام کرده بود ، وقتی به خانه رسیدم یک پارچ دوغ از نوع من پسند درست کرده و خوردم و رفتم سراغ کتاب های زیر هم مانده و قسمت عمده ای را از زیر آوار بیرون کشیدم ...برای برخی از آنها انگار توفیقی بود این فرو ریختن که دوباره به چشم بیایند !! کم کم داشت دوغ تاثیرش ر

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 0:10

باران می آید ... یک ریز و تند ،رگبار می زند !! فریاد می کشد !! حوالی ظهر آسمان ابری شده بود ، حالا که دقت کردم آسمان صبح هم بی ابر نبود ... لابد چون چله تابستان بود به او بی توجه بودم !! نیم ساعتی می شود که آسمان می بارد ، وقتی دید باریدنش را بی تفاوت نشسته ام ، غرشی کرد !! و باریدن را تندتر .

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 0:10

آدم تنبل بهانه اش برای شانه خالی کردن از وظیفه عادی است ولی وقتی از کاری که به نفع خودش است شانه خالی می کند ، تنبلی اش تعریف کردنی می شود ... روزگار است دیگر ، امروز یقه ی مرا می دهد دست تو تا هر جور دوست داری بفشاری ؛ ولی زیاد خوشحال نشو چون یک روز می رسد که یقه ات را می دهد تا دیگران بفشارند و ای

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 0:10

از دیروز این بلاگ هم قات زده است ... ( ثبت می کنیم که یادمان باشد !! )

دلخوش بودن به این وبلاگ ها عین لهو و لعب است !!


برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 0:10

امروز هم گذشت ، سی روز تمام شد و انگار چشم برهم زدنی بود ...زندگی هم همینطور است ، از اینطرف که نگاه بکنی انگار روزها نمی گذرد ولی از هر ایستگاهی که به عقب نگاه بکنیم ، انگار خواب کوتاهی بود و چشم برهم زدنی !! عیدتان مبارک ... طاعات و عباداتتان در هر حد و اندازه ای که بود ، در بالاترین و بهترین

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 12:30

پاسخ:
سلام
اللهم بیربیر ...
ابتدای سفر بودیم و هوا صاف و برج میلاد بیدار ... بقیه را هم ببینیم چه می شود ، فعلا جاده در حد انفجار ترافیک سنگین دارد ...
ضمنا برج میلاد را با بیت المال 96درصدی ها ساخته اند ، هرچند چهاردرصدی ها از آنجا استفاده می برند ....

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 12:30

حوالی ساعت 22 بود که راه افتادیم ، مقصدمان تهران بود و اوائل جاده هراز ، رودهن ... تجربه ی سالها ددر رفتن ثابت کرده بود که در تعطیلات عمومی ، استفاده از طبیعت و آرامش آن نه تنها صفر می شود بلکه دلخوری های مضاعف بهمراه دارد ... در این قبیل روزها ، بهترین کار در خانه ماندن است و یا اینکه بصورت دور

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 12:30

برنامه ددری امروز رفتن به ابتدای جاده هراز و حضور در پای دماوند و طبیعت زیبای آنجا بود ... امامزاده هاشم و پیست آبعلی با مغازه هایی که ویترین هایشان پز از انواع دوغ آبعلی بود مرا تا 25 سال پیش پرت می کرد ... یکی از جلوه های مازندران حضور فروشندگان ترکمنی است ، در سراسر مازندران می شود بازارچه ها

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 12:30

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 12:30

امروز هم روزی از روزهای بیادماندنی عمرم شد ، برخی روزها و لحظه ها نشان دار می شوند و شانس این را دارند تا همیشه بیاد بیایند و فراموش نشوند ... در زندگی از این قبیل روزها زیاد است ، برخی پررنگتر و برخی کم رنگ تر !! مهم این است که نمی توان زندگیی را سراغ داشت که روزهای نشان دار نداشته باشد ... این

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 6:37

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 6:37

امروز روز اول باز نشستگی بود ، البته دیروز تا انتهای شب مهمان بودم و نیمه اول روز اول بازنشستگی ام محکوم به خواب بود ... یکی از همکاران می گفت که بعد از بازنشسته شدن ،دل سیر خواهم خوابید و هر روز ساعت 10 بلند خواهم شد !! ولی من از روزی که جریان بازنشستگی راه افتادم ،نگران سحرخیزی هایم بودند .

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 6:37

وقتی ادامه بازنشستگی به روزهای تعطیل می خورد ، حظ بازنشستگی چندان ملموس نمی شود ... فردای بازنشستگی روز تعطیل قراردادی بود و پس فردایش جمعه !! آدم باید شنبه بازنشسته بشود و فردایش که یکشنبه است در خانه بماند تا این در خانهماندن و لذتش حک بشود !!!! پنجشنبه بدو بدو رفتم و برای یکی از لوستر های باق

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 6:37

صفحه بندی